گاهی هم بیهوا برگرد، مثل امروز...
حتی اگه دلیل برگشتنت به خونه فقط و فقط مسائل کاری باشه یا حتی اگه بعد از برگشتنت، اونقدر سرشلوغ باشی که تا وقت نهار درستوحسابی پیدات نباشه...
ولی میدونی آقای یار! درسته که از راه رسیدنت اونموقع که انتظارش رو دارم، شیرینه اما مزهٔ وسطِ روز، پشت چشمیِ درِ ورودی دیدنت هم شیرین و چشیدنی بود...❤️
صبحی داره میره سرکار، بهش میگم یکمی بودجه برای روز پدر در نظر بگیرید بیزحمت، میخنده و میگه: «ولش کن خانم خداحافظت!» و پشت درِ آسانسور محو میشه... نمیدونم کِی میشه آقای یار خودش رو هم جزو بودجهبندیها و خرجهای زندگی در نظر بگیره؟!🥲
خدا حفظشون کنه :)