حریم دل

هرچه به‌جز خیالِ او قصد حریم دل کند، در نگشایمش به رو، از درِ دل برانمش...

روزی تو خواهی آمد...

«همانا خداوند با ماست، پس ما به غیر او نیازی نداریم و حق با ماست، پس کسی که ما را همراهی نکند، هرگز ما را وحشت‌زده نخواهد ساخت.»

امام زمان (عج)

الغیبة - شیخ طوسی - ص ۲۸۵


روزی تو خواهی آمد...

ببین چقدر امید و انگیزه در همین یک جملهٔ ساده نهفته است؟! در اوج سختی‌ها، سیلی‌های روزگار، سربالایی‌ها و سرازیری‌ها، افتان و خیزان... اصلاً تو بگو روزگار هزاران بار به در و دیوار کوبانده باشدمان! خب باشد! ما همیشه امید به آمدنت داشته‌ایم و داریم و اینگونه دوام آورده‌ایم با امید، انگیزه، اشتیاق و سربلندی و در سایهٔ همین امید است که سختی‌ها را تاب آورده‌ایم... خدا را شکر برای این امیدِ زندگی‌دهنده، این انگیزهٔ انرژی‌بخش، این اشتیاقِ نشاط‌آفرین، این سربلندیِ همیشگی... خدا را شکر برای امید به آمدنت...

آن‌ها که هیچ‌گاه تو را در دایرهٔ زندگانی‌شان نداشته‌اند، روزگارشان را با امید به که و چه دارند می‌گذرانند؟! مثلاً که چه شود؟! مثلاً که چه کسی بیاید؟! فقط مهلت‌هاشان بعد از گذر عمری تمام شود و بروند؟! همین؟!...

کم است برای فلسفهٔ وجودی این دنیا... کم است...

 

حمید --
۱۱ بهمن ۰۴ , ۱۷:۳۹

ایشالا که در زندگانی‌مون ظهور رو ببینیم.

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری‌ام :: گل کرد خار خار شب بیقراری‌ام

تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو :: دیدم هزار چشم در آیینه کاری‌ام


به‌به. اسم پست رو که دیدم، به هوای همین اهنگ اصفهانی اومدم. خیلی دوسش دارم😍



پاسخ :

ان‌شاءالله...
بی‌ تو یک روزِ خوش نبود و نرفت آبِ خوش از گلویمان پایین
یا سرابیم بی تو در پوچی، یا که در خواب خویش مردابیم
کِی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچک‌مان؟
و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
* اینجا قطرات واژگانِ دریای ذهنم از سرانگشتانم تراوش می‌کنند و ماندگار می‌شوند...
* نقشی به جای می‌ماند از این قلم، باشد به یادگار...
* گاهی پر از غصه و گاهی پر از شادی‌ام، اما زندگی را زندگی می‌کنم؛ اینجا پر است از تجربه‌های زندگی‌کردنم...
* روزگاری قلم به دست گرفتم و داستان‌هایی خیالی با الهام از واقعیت اینجا ثبت کردم که برای جلوگیری از کپی‌برداری‌های بدون اجازه، رمزدار شدند؛ اگر دوست دارید این داستان‌ها را بخوانید، رمزشان تقدیم می‌شود...

آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan