در گروه کلاسی مهیاد، نظرسنجی گذاشتند برای برگزاری جشن نوروز...

یک عده می‌گویند چه جشنی، چه عیدی؟! و در همین راستا برای همدلی با دل‌های داغدار، پویش «نه به جشن» راه انداخته‌اند! 

یک عده دیگر هم می‌گویند چرا باید فرصتِ شادبودن و کنارِدوستان‌بودن را از بچه‌ها گرفت؟!

آن عدهٔ اول معتقدند همیشه که نباید در ماه محرم و صفر عزادار بود! این هم نوعی آموختنِ در غم دیگران شریک بودن به بچه‌هاست...

اما عدهٔ دوم می‌گویند نوروز، سنت قدیمی ما ایرانی‌هاست و چرا برگزاری جشن نوروز برای بچه‌های دبستانی باید تحت‌تأثیرِ مسائل سیاسی روز قرار بگیرد؟!...

البته که من هم داغدارم برای آن پرستاری که در خیمهٔ عشق و ایثار سوزانده شده؛ برای بدنی که شرحه‌شرحه شد یا سری که بریده شد یا جوانان دسته‌گلی که پرپر شدند؛ اما جزو عدهٔ دومم و راستش نفهمیدم کودک دبستانی من با برگزارنکردن جشن کلاسی نوروز قرار است دقیقاً چه چیزی را بیاموزد؟!...

گاهی وقت‌ها هم دیگر زیادی شورش را درمی‌آوریم!

از نظر اقتصادی هم واقعاً در مضیقه هستیم و بدم نمی‌آید جشنی در کار نباشد، اما حقیقتش حرصم گرفت و موافقتم را اعلام کردم :|

۸ ۱