۱۳ مطلب در خرداد ۱۴۰۰ ثبت شده است.

صدای رعد و برق می آید... گرومپ گرومپ...

گویی آسمان دارد دق دلی اش را خالی می کند و فریاد می کشد؛ بر سرِ کی، نمی دانم؟!

فقط می دانم کمی بعد وقتی که اشک هایش می بارد، حتی اگر جار نزند هم، در درون خودش پشیمان می شود از این همه داد و قال!!!

و وقتی نور بر چهره اش می تابد، رنگین کمان زیبایی منعکس می شود و تو تمام داد و قال چند لحظه پیشش را به دست نسیم خنکی که گونه ات را می نوازد، می سپاری و شمیم دل انگیز باران را استشمام می کنی...

آن وقت است که آغوش کوچکت برای تمام آسمان جا دارد و با دل و جان در آغوشش می کشی...


+ ببخشیم... بگذریم... فراموش کنیم...

گزیده نوشتِ من از کتاب مهیج و حیرت انگیز سفرنامه برادران امیدوار، نخستین جهانگردان پژوهشگر ایرانی؛

این قسمت : دوران جوانی

آنچه گذشت :

لینک قسمت های قبل : قسمت اول (دوران کودکی) در اینجا - قسمت دوم (دوران نوجوانی) در اینجا - و قسمت سوم (دوران جوانی) در ادامه مطلب👇

گزیده نوشتِ من از کتاب مهیج و حیرت انگیز سفرنامه برادران امیدوار، نخستین جهانگردان پژوهشگر ایرانی؛

این قسمت : دوران نوجوانی

آنچه گذشت :

قسمت اول (دوران کودکی) در اینجا

و قسمت دوم (دوران نوجوانی) در ادامه مطلب👇