حریم دل

هرچه به‌جز خیالِ او قصد حریم دل کند، در نگشایمش به رو، از درِ دل برانمش...

بی‌خبری، خوش‌خبری!

لابلای بلند‌فکرکردن‌های آقای یار موقع خوندنِ اخبارِ کانال‌ها، هرزگاهی ناخواسته از چندتا خبر مطلع میشم؛ راستش دارم تلاش می‌کنم امنیت روانیم رو خدشه‌دار نکنم... از شهریورماه که از عضویت چندین کانال خبریِ یادگار از دوران جنگ دوازده‌روزه خارج شدم، تصمیم گرفتم دیگه خودم و روحم رو درگیر نکنم... خداییش خیلی آسیب‌زاست... شما هم تا حد امکانتون دوری کنید... باور کنید زندگی قشنگ‌تر میشه! :)

خلاصه که:

می‌گزد اوضاع دنیا مردم آگاه را

پای خواب‌آلوده از خار مغیلان فارغ است

«صائب‌تبریزی»

 

اعیادتون مبارک

ما رو از دعای خیرتون توی این روزها بی‌نصیب نکنید، لطفاً🙏🏻🌱

سر باز
۰۴ بهمن ۰۴ , ۱۷:۱۷

سلام

 

یه سری از خبرها اشتباهه

یه سری هاش ناقص

یه سری هاش هم به ما ربطی نداره

 

این سه دسته خبر روح و روان آدم رو می ریزه به هم... و موافقم که نباید پیگیریشون کرد

خودم هم همین تصمیم رو دارم... ان شاءالله که بشه... 

پاسخ :

سلام

واقعاً همینطوره، من اون دوران مدام مواجه با اخباری می‌شدم که به عصر نکشیده تکذیب می‌شدند یا از زاویه‌ای دیگر می‌شد نگاهشان کرد و تیتر خبری داغی به نظر نرسند! توی این مواجهه‌ها فقط روان من بود که آسیب می‌دید و بس...
بی‌خبری به مراتب آسیب‌های کمتری داره، لااقل برای من که از‌دست‌رفتن آرامشم روی کل خونه اثر داره...
بیست و دو
۰۴ بهمن ۰۴ , ۱۷:۲۱

منم چندروزه اخبار دنبال نمیکنم استرس هام کمتر شده.‌‌..

پاسخ :

واقعاً استرس رو خیلی بالا می‌بره
برای مثل منی که درست هم نمی‌تونم تحلیل بکنم، وضعیت بدتر هم هست...
سر باز
۰۴ بهمن ۰۴ , ۱۷:۳۲

خانم ها ستون آرامش خونه ان... واقعا آرامششون به هم بخوره، خونه هم به هم میریزه...

 

 

سالهای اولیه دهه نود بود

یه استادی داشتیم توی دانشگاه می گفت فکر نکنید بی بی سی خیر شما رو می خواد. مثلا زلزله میاد، سریع خبرش رو کار می کنه و شما هم صدا و سیما رو متهم می کنید به پنهان کاری. در صورتی که خبر زلزله توی همون دقایق اولیه وقتی به صورت عمومی پخش بشه، امدادرسانی رو متوقف می کنه. خدا نکنه تلفن قطع بشه. همه سرازیر میشن به سمت اون شهر که ببینن چه بلایی سر فامیلاشون اومده. مسیرهای ارتباطی قفل میشه. تلفن ها مشغول میشه. کشور می ریزه به هم. در صورتی که ظهر مثلا صدا و سیما خبرش رو اعلام می کنه و میگه مثلا فوتی نداشتیم و خسارت مادی هم وارد نشده... با آرامش.

 

این نکته رو بذاریم کنار تجربه خودم

سیلی که چند سال قبل توی لرستان اومد. یکی بود توی بلاگفا. خانمی بود. دیگه آخرهای شب داشت پیام میذاشت که لرستان یادش نمیره شما تنهاش گذاشتید و فلان. من استرس پشت استرس که خدایا این بنده خدا چیش میشه حالا؟! خدایا خودت رحم کن... 

درصورتی که فردا خبرش اومد... 

نمیگم اتفاقی نیفتاده بود ولی اینجوری هم که اون بنده خدا داشت می گفت نبود... 

پاسخ :

بله درسته، متأسفانه کم پیش نمیاد که بازیچهٔ دست رسانه‌ها هستیم و خبر نداریم...
مهم نیست ...
۰۴ بهمن ۰۴ , ۱۷:۳۸

دقیقا همینه ولی خیلیم نمیشه اجتناب کزد. عید شمام مبارک

پاسخ :

تا اینجایی که به خودم و تلفن همراهم مربوط میشه، چرا میشه اجتناب کرد؛ اما بهرحال از در و دیوار بهمون می‌رسه کم‌وبیش🙂
از اونا دیگه نمیشه اجتناب کرد...
مه سو
۰۴ بهمن ۰۴ , ۱۸:۴۳

ما فراری های گمگشته ایم... و نمیدونم این بی خبری ها تا کی میتونه حفظمون کنه ولی گاهی برای بچه ها مجبوریم روانمون‌رو حفظ کنیم...

پاسخ :

من چون توی اوج خبرها و درواقع زیرِ لگدِ اخباربودن رو تجربه کردم، الان می‌بینم راحت‌تر و آسوده‌ترم واقعاً
اون بیرون هرچه بشه، زندگی داره راه خودشو میره... کاش حداقل اخبار درست و واقعی به گوشمون می‌رسید، شاید کاری ازمون برمیومد... اینکه تقطیع‌شده و اغراق‌شده و ساختگی باشه چه سودی برای من داره جز آسیب روانی؟!
مه سو
۰۴ بهمن ۰۴ , ۱۸:۵۳

درسته...موافقم...

خیلی دوست دارم خبرا از جایی بدستم برسن که بدونم واقعی هستن....تمام و کمال

پاسخ :

پشت هر خبری که کار میشه توی رسانه‌ها هزار هدف نشسته و مغز و طرزفکر و باورهای ما هم سیبل تیراندازی‌هاشون...
نوشا ...
۰۴ بهمن ۰۴ , ۱۹:۳۶

من که از بچگی اخبار دوست نداشتم برام مسخره بود و هیچ وقت علاقه مردم به خبر رو درک نکردم 

عید شمام مبارک 

پاسخ :

به خاطر علاقه به عقب نیفتادن از قافله :)
William Coleridge
۰۴ بهمن ۰۴ , ۱۹:۵۲

چقدرم شعر خوب بود.

 

فرموده می گزد...

کی؟ توی دوره زمونه ای که هفته ای یا ماهی یه خبر به گوششون می رسیده. 

الان که رسما بمبارون خبریه...

پاسخ :

بله واقعاً... خودم دقت نکرده بودم
الان جوریه که اگر کسی در معرضش باشه، گزیدن که هیچ، زنده بیرون نمیاد!
زینب
۰۴ بهمن ۰۴ , ۲۰:۰۴

در حد گاو بودن منظورته یا در حد عرضه نداشتن؟

پاسخ :

🌱
•✿ آرورا ✿•
۰۴ بهمن ۰۴ , ۲۰:۲۰

من هرچی هم از کانال های خبری خارج میشم، ماشاالله مردم با فوروارد کردن خبر و تحلیل و پیش بینی ها امون نمیدن :)

پاسخ :

توی این برهه‌های پر خبری! من معمولا حتی توی گروه‌ها هم پیام‌ها رو صفر می‌کنم و رد میشم :)
مغزم کشش این حجم از دروغ‌پردازی‌ها و ایجاد ترس رو نداره...
بهتره به آرامش خودم احترام بذارم :)

هو مورو
۰۴ بهمن ۰۴ , ۲۰:۳۱

بی‌خبری خوش‌خبری! واقعا تو این روزگار همینه. خصوصا واسه ما خانوما.

پاسخ :

بهتره برای آرامش خودمون توی این روزگار سخت تلاش کنیم...
💕 پسر خوب 💕
۰۵ بهمن ۰۴ , ۰۹:۲۲

محتاجیم به دعا

پاسخ :


🙏🏻
سپیده
۰۵ بهمن ۰۴ , ۱۳:۲۴

باهات موافقم زیاااد.

انقدر که درگیر اخبار شدیم،یادمون رفت زندگی چیه و هدف چیه؟! 

حتی گاهی بیشتر از خود کسایی که درگیر اون اخبار هستند هم غصه‌دار شدیم و فرو ریختیم! خب که چی بشه تهش!!! جز از دست رفتن لحظه‌هامون چی نصیبمون شد؟!

من مدتهاست که کانال خبری ندارم اما تو جروههای دوستانه خیلی اخبار فوروارد میشه. چند هفته پیش از اونها هم اومدم بیرون.

حالا یکی از دوستام که متوجه شده از گروه لفت دادم، پشت هم داره اخبار رو تو پی‌وی برام فوروارد میکنه، مبادا چیزی از دست بدم😂موندم چی بگم!!! کاش متوجه بودند اخبار یکسریها رو خیلی داغون میکنه و من جز همونام. که نباید بشنوم. بشنوم جا میمونم...

پاسخ :

واقعا همینطوره چون رسانه بلده چه جوری و با چه کلمات و آب و تابی منو تو رو توی مشتش بگیره و مسخمون کنه...
از گروه‌ها لفت نده فقط پیام‌ها رو صفر کن و نخونده رد شو :) من این‌کارو کردم...
توی شخصی هم می‌تونی با احترام به دوستت بگی برات نفرسته :)

zynb am
۰۵ بهمن ۰۴ , ۲۰:۰۲

من نیز.. 

تازه اتقدر رعایت کردم ، باز حالم خیلی بد شد کلا.

پاسخ :

اوهوم، می‌فهمم :(
آلاء ..
۰۷ بهمن ۰۴ , ۰۶:۳۶

من هیچ کانال خبری ای ندارم

شرایط نیاز به کانال ندلره متاسفانه همه چی عیانه

پاسخ :

رسانه معمولاً به قصد خاصی اخبار رو تحریف‌شده یا اغراق‌شده یا کلاً وارونه جلوه میده...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
* اینجا قطرات واژگانِ دریای ذهنم از سرانگشتانم تراوش می‌کنند و ماندگار می‌شوند...
* نقشی به جای می‌ماند از این قلم، باشد به یادگار...
* گاهی پر از غصه و گاهی پر از شادی‌ام، اما زندگی را زندگی می‌کنم؛ اینجا پر است از تجربه‌های زندگی‌کردنم...
* روزگاری قلم به دست گرفتم و داستان‌هایی خیالی با الهام از واقعیت اینجا ثبت کردم که برای جلوگیری از کپی‌برداری‌های بدون اجازه، رمزدار شدند؛ اگر دوست دارید این داستان‌ها را بخوانید، رمزشان تقدیم می‌شود...

آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan