حریم دل

هرچه به‌جز خیالِ او قصد حریم دل کند، در نگشایمش به رو، از درِ دل برانمش...

بی تو...

تو کجایی؟...

و چگونه روزها و سال های زندگیم پی در پی با خوشی ها و ناخوشی ها، شادکامی ها و تلخ کامی ها بی تو گذشت؟!

مرا ببخش که هنوز زنده ام، بی تو...

تو نیستی و این بزرگترین حسرت همیشه با من است...

و هنوز مزه ی شیرین آن آخرین لحظات با تو بودن را حس می کنم؛

چه تازه است داغت به دلم...

و چه فراموش نشدنی است تلخی نبودنت که هیچ شیرینی نتوانست از یادم ببردش...

+ به یاد همه عزیزانی که اکنون در کنارمان نیستند؛ روحشان شاد...

* اینجا قطرات واژگانِ دریای ذهنم از سرانگشتانم تراوش می‌کنند و ماندگار می‌شوند...
* نقشی به جای می‌ماند از این قلم، باشد به یادگار...
* گاهی پر از غصه و گاهی پر از شادی‌ام، اما زندگی را زندگی می‌کنم؛ اینجا پر است از تجربه‌های زندگی‌کردنم...
* روزگاری قلم به دست گرفتم و داستان‌هایی خیالی با الهام از واقعیت اینجا ثبت کردم که برای جلوگیری از کپی‌برداری‌های بدون اجازه، رمزدار شدند؛ اگر دوست دارید این داستان‌ها را بخوانید، رمزشان تقدیم می‌شود...

آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan