حریم دل

هرچه به‌جز خیالِ او قصد حریم دل کند، در نگشایمش به رو، از درِ دل برانمش...

گاهی

گاهی کلمات آنقدر سریع و پشت سرهم به مغزش هجوم می آورند که شاید فرصت برای ثبت شان کم باشد؛

ولی گاهی هم چندین هفته و چند ماه می گذرد و دریغ از جمله ای...

و حالا بین این دو "گاهی" گیر کرده، دوست دارد بنویسد، کلمات پشت در ذهنش صف می بندند ولی برای ردیف کردنشان در جمله می ماند که چه کند!!

* اینجا قطرات واژگانِ دریای ذهنم از سرانگشتانم تراوش می‌کنند و ماندگار می‌شوند...
* نقشی به جای می‌ماند از این قلم، باشد به یادگار...
* گاهی پر از غصه و گاهی پر از شادی‌ام، اما زندگی را زندگی می‌کنم؛ اینجا پر است از تجربه‌های زندگی‌کردنم...
* روزگاری قلم به دست گرفتم و داستان‌هایی خیالی با الهام از واقعیت اینجا ثبت کردم که برای جلوگیری از کپی‌برداری‌های بدون اجازه، رمزدار شدند؛ اگر دوست دارید این داستان‌ها را بخوانید، رمزشان تقدیم می‌شود...

آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan