حریم دل

هرچه به‌جز خیالِ او قصد حریم دل کند، در نگشایمش به رو، از درِ دل برانمش...

قدرت پنبه‌ای!!!

یعنی میشه خبر رذالت اسرائیلی‌ها رو شنید و سکوت کرد؟! 

مثل همه‌ی اون ابرقدرت‌هایی که نشستن و پشه‌های منافع‌شون رو می‌پرونن، تو* هم سکوت کن و ککت هم نگزه از غلطی که اون حرومزاده‌ها کردن...

که برای نشون‌دادنِ قدرتِ پنبه‌ای‌شون دست روی بیمارستان گذاشتن! جایی که باید در امان باشه توی جنگ...

به‌خاطر جوانه فیلم‌ها رو باز نمی‌کنم و متن‌ها رو یکی‌درمیون رد می‌کنم و نمی‌خونم، حس می‌کنم این حجم از درد، قلب کوچکش رو آزار میده؛ هرچند فقط شنیدن خبرش هم طاقت‌فرسا بود و فقط تصور زنان و کودکان فلسطینی در ذهنم، شد داغی بر دلم‌‌...


+ تو: منظورم هرکسی، هـــــــــــــــــر کسیه که هنوزم شک داره به اینکه باید از این جنگ احساس انزجار داشته باشه یا بگه دعوای دوتا کشور دیگه به من چه؟!

++ شرمنده از ادبیات ناجوری که توی این خانه بکار رفت که باید بگم این زمان و اینجا، این ادبیات بر زبان من باید و باید جاری می‌شد حتی اگه به مذاق بعضی‌ها خوش نیاد!

* اینجا قطرات واژگانِ دریای ذهنم از سرانگشتانم تراوش می‌کنند و ماندگار می‌شوند...
* نقشی به جای می‌ماند از این قلم، باشد به یادگار...
* گاهی پر از غصه و گاهی پر از شادی‌ام، اما زندگی را زندگی می‌کنم؛ اینجا پر است از تجربه‌های زندگی‌کردنم...
* روزگاری قلم به دست گرفتم و داستان‌هایی خیالی با الهام از واقعیت اینجا ثبت کردم که برای جلوگیری از کپی‌برداری‌های بدون اجازه، رمزدار شدند؛ اگر دوست دارید این داستان‌ها را بخوانید، رمزشان تقدیم می‌شود...

آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan